قرون میانه

در دوران رکود علم و پزشکی در دنیای غرب در قرون وسطی، مسلمانان و ایرانیان شروع به ترجمه آثار پزشکی یونان باستان از جمله آثار بقراط و گالن به عربی کردند. از طرفی با بهره گیری از میراث علمی پزشکی ایرانیان در جندی شاپور پزشکی در دنیای اسلام شکوفا شد.[ف ۳] ابن سینا از مشاهیر برجسته پزشکی در این دوران ابن سینا بود که توسط برخی منابع در کنار بقراط به عنوان پدر علم پزشکی شناخته می‌شود.[۱۶][۱۷] او کتاب قانون در پزشکی را نگاشت که از مشهورترین کتاب‌های تاریخ پزشکی محسوب می‌شود[۱۸] از سایر مشاهیر می‌توان از زهراوی،[۱۹] ابن زهر،[۲۰] ابن نفیس،[۲۱] و ابن رشد نام برد.[۲۲]

رازی[۲۳] یکی از اولین دانشمندانی بود که نظریه یونانی اخلاط چهارگانه را مورد تردید قرار داد، به طوریکه در الحاوی که بزرگترین دائرة المعارف طبی اسلامی خوانده می‌شود[۲۴] هیچ نامی از اخلاط و طبایع و مزاج‌ها نبرده است.[۲۵] با این وجود تا مدت‌ها این نظریه در پزشکی غربی قرون وسطی و پزشکی اسلامی موثر باقی ماند. بیمارستان‌ها در دنیای اسلام که از بیمارستان جندی شاپور ایران الگو گرفته بودند،[۲۶][۲۷] از اولین نمونه‌های بیمارستان‌های عمومی در جهان بودند.[۲۸]

در اواخر قرون وسطی پزشکی دوباره در اروپا رونق گرفت. اندرو واسالیوس یکی از تاثیر گذارترین کتاب‌ها در کالبدشناسی را نوشت.[۲۹] باکتری و میکروارگانیسم‌ها اولین بار توسط میکروسکوپ آنتونی وان لوونهوک در ۱۶۷۳ مشاهده شد..[۳۰] مایکل سروانتس به طور مستقل از ابن نفیس جریان خون ریوی را دوباره کشف کرد ولی این کشف منتشر نشد.[۳۱] بعدها این کشف توسط رنالدوس کولومبوس و آندره سزالپینو توصیف شد. بر مبنای کارهای کولومبوس بعدها ویلیام هاروی پزشک انگلیسی دستگاه گردش خون را توصیف کرد.